احتمال ابتلا به دیابت و بیماری قلبی در افرادی که زود بیدار می شوند کمتر از افرادی است که دیر بیدار می شوند


مطالعه ای که در مجله منتشر شده است فیزیولوژی تجربی نشان می دهد که افراد مبتلا به کرونوتایپ اولیه در هنگام استراحت و ورزش از چربی بیشتری استفاده می کنند و حساسیت بیشتری به انسولین نشان می دهند. آنها در طول روز فعالیت بدنی بیشتری دارند و خطر ابتلا به دیابت نوع 2 کمتر است.

مطالعه: کرونوتیپ اولیه با سندرم متابولیک به نفع اکسیداسیون چربی در حالت استراحت و ورزش در رابطه با دفع گلوکز غیر اکسیداتیو تحریک شده با انسولین است.  اعتبار تصویر: Unitone Vector/Shutterstock
مطالعه: کرونوتیپ اولیه با سندرم متابولیک به نفع اکسیداسیون چربی در حالت استراحت و ورزش در رابطه با دفع گلوکز غیر اکسیداتیو تحریک شده با انسولین است. اعتبار تصویر: Unitone Vector/Shutterstock

زمینه

کرونوتایپ به ترجیح فیزیولوژیکی یک فرد برای فعال بودن و هوشیاری در دوره های مختلف روز اشاره دارد. بر چرخه خواب و بیداری، فعالیت بدنی، هوشیاری، اشتها و دمای مرکزی بدن فرد تأثیر می گذارد.

کرونوتایپ های زودرس (سحرخیزان) ترجیح می دهند صبح زود بیدار شوند و فعالیت های روزانه را شروع کنند. خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی و متابولیک در آنها کمتر است. در مقابل، کرونوتایپ‌های دیروقت (دیرخاموش) تا دیروقت بیدار می‌مانند و در شب احساس فعال‌تر و هوشیاری بیشتری می‌کنند. آنها تمایل به اختلال در متابولیسم انرژی و خطر بالاتر مقاومت به انسولین دارند.

در مطالعه حاضر، دانشمندان پویایی متابولیسم انرژی را در میان کرونوتیپ های اولیه و دیررس در طول استراحت و ورزش ارزیابی کرده اند.

طراحی مطالعه

جامعه مورد مطالعه شامل 51 بزرگسال مبتلا به سندرم متابولیک بود. آنها بر اساس پاسخ آنها به پرسشنامه صبح-عصر به عنوان کرونوتیپ های اولیه (24 نفر) یا کرونوتیپ های دیررس (27 نفر) طبقه بندی شدند.

ترجیحات متابولیسم انرژی شرکت کنندگان با اجازه دادن به آنها برای انجام تمرینات با شدت متوسط ​​تا زیاد بر روی تردمیل ارزیابی شد.

هر دو کربوهیدرات استراحت و ورزش و اکسیداسیون چربی برای اندازه گیری اولویت سوخت انرژی تعیین شدند. علاوه بر این، ضربان قلب و رتبه تلاش درک شده مورد ارزیابی قرار گرفت. الگوهای فعالیت بدنی، ترکیب بدن، و حساسیت به انسولین برای دفع غیر اکسیداتیو گلوکز نیز تعیین شد.

مشاهدات مهم

تجزیه و تحلیل پارامترهای متابولیک نشان داد که کرونوتیپ های اولیه VO بالاتری دارند2 حداکثر (حداکثر استفاده از اکسیژن در طول تمرین) و دفع گلوکز غیر اکسیداتیو نسبت به کرونوتیپ های دیررس.

سطح فعالیت بدنی در میان کرونوتیپ های اولیه بالاتر بود. آنها در صبح و ظهر در مقایسه با کرونوتیپ های دیررس فعال تر بودند.

در شرایط استراحت، کرونوتیپ های اولیه اکسیداسیون چربی بالاتری نسبت به کرونوتیپ های دیررس نشان دادند. در طول تمرینات با شدت متوسط ​​و شدید، هر دو گروه افزایش اکسیداسیون کربوهیدرات را نشان دادند. با این حال، کرونوتایپ های اولیه سطح بالاتری از اکسیداسیون چربی را در تمام شرایط تمرین حفظ کردند.

در طول ورزش متوسط، حداکثر استفاده از اکسیژن به طور قابل توجهی با اکسیداسیون چربی و انعطاف پذیری متابولیک (ترجیح کربوهیدرات یا چربی) مرتبط بود. بین شاخص توده بدنی (BMI) و بی تحرکی بعد از ظهر همبستگی معنی داری مشاهده شد.

هم وزن بدن و هم حساسیت به انسولین به طور قابل توجهی با فعالیت بدنی سبک مرتبط است. قابل ذکر است که بین اکسیداسیون چربی و دفع غیر اکسیداتیو گلوکز در طول تمرین با شدت بالا همبستگی معنی‌داری مشاهده شد.

اهمیت مطالعه

این مطالعه نشان می دهد که کرونوتیپ های اولیه مبتلا به سندرم متابولیک نسبت به همتایان دیررس خود از چربی بیشتری در طول استراحت و ورزش استفاده می کنند. این فعالیت متابولیک در کرونوتیپ های اولیه به سطح آمادگی جسمانی و فعالیت بدنی سبک در روز بستگی ندارد.

کرونوتایپ‌های اولیه همچنین نسبت به کرونوتیپ‌های دیررس حساسیت به انسولین بالاتری دارند و حساسیت آن‌ها به دیابت نوع 2 را کاهش می‌دهد. آنها در طول روز کمتر بی تحرک می مانند و فعالیت بدنی بیشتری در صبح و ظهر انجام می دهند که بیشتر به بهبود حساسیت متابولیک به انسولین کمک می کند.

اگرچه کرونوتیپ های زودرس و دیررس می توانند ترجیح سوخت را به سمت اکسیداسیون کربوهیدرات در حین ورزش تغییر دهند، کرونوتیپ های دیررس کربوهیدرات ها را به چربی به عنوان منبع انرژی ترجیح می دهند.

همانطور که دانشمندان اشاره کردند، تغییر در الگوهای چرخه خواب و بیداری و ریتم شبانه روزی (ساعت داخلی بدن) می تواند مسئول تفاوت های متابولیکی بین کرونوتیپ های اولیه و دیررس باشد.

پروفسور استیون مالین از دانشگاه راتگرز، نیوجرسی، نویسنده ارشد این مطالعه، گفت:

گزارش شده است که جغدهای شب در مقایسه با پرندگان اولیه در معرض خطر بیشتری برای چاقی، دیابت نوع 2 و بیماری های قلبی عروقی هستند. یک توضیح بالقوه این است که آنها به دلایل مختلف با ریتم شبانه روزی خود هماهنگ نمی شوند، اما مهم ترین آن در میان بزرگسالان کار است.

اگر کرونوتایپ های دیررس مجبور به بیدار شدن زود هنگام به دلیل نیازهای محل کار شوند، ممکن است در طول روز احساس خستگی و خواب آلودگی بیشتری داشته باشند زیرا الگوی شبانه روزی آنها نادرست است. این الگوی فیزیولوژیکی خاص افراد باید هنگام بحث در مورد خطرات سلامتی ناشی از کار در شیفت شب در نظر گرفته شود.

در این زمینه، پروفسور مالین گفت:

اگر الگوی زمانی را ترویج کنیم که با طبیعت هماهنگ نباشد، می تواند خطرات سلامتی را تشدید کند. اینکه آیا الگوهای غذایی یا فعالیت می تواند به کاهش این موارد کمک کند یا خیر، زمینه ای است که امیدواریم به مرور زمان مشخص شود.



منبع