محققان تردید در استفاده از درمان مبتنی بر شواهد را برای اختلالات اضطرابی دوران کودکی بررسی می کنند



هم دارو و هم نوع خاصی از گفتار درمانی به نام درمان شناختی رفتاری (CBT) درمان های مبتنی بر شواهد اثبات شده برای کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات اضطرابی هستند.

اما وقتی CBT منجر به بهبود نمی شود، آیا والدین و فرزندانشان شروع به درمان دارویی می کنند؟ و چه عواملی در این تصمیم نقش دارند؟

اینها سوالاتی بود که محققان به رهبری جفری استراون و جفری میلز از دانشگاه سینسیناتی در یک مطالعه اخیر پرسیدند که نتایج آن در 5 دسامبر در مجله منتشر شد. مجله روانپزشکی بالینی.

استراون، MD، گفت: این تحقیق یک تحلیل مجدد از مطالعه چندوجهی اضطراب کودک/نوجوان (CAMS) بود، یک کارآزمایی بزرگ که نزدیک به 500 کودک و نوجوان مبتلا به جدایی عمومی و/یا اختلالات اضطراب اجتماعی را مورد بررسی قرار داد. کارآزمایی اولیه نشان داد که CBT یا گفتار درمانی و داروها به یک اندازه مؤثر بودند، در حالی که ترکیب این دو درمان منجر به نتایج حتی بهتر شد.

تیم تحقیقاتی زیرمجموعه‌ای از بیمارانی را که تحت درمان با CBT قرار گرفتند، اما بهبود نیافتند، بررسی کردند. اگرچه داده های حاصل از آزمایش CAMS برای مدتی در دسترس بوده است، این سوال که چه چیزی باعث تصمیم گیری بیمار در مورد انتخاب های درمانی بیشتر می شود هنوز مورد بررسی قرار نگرفت.

برای افرادی که تحت درمان قرار گرفتند و کاملاً بهتر نشدند، می‌خواستیم بفهمیم که آیا دارو درمانی را شروع کرده‌اند یا خیر.


جفری استراون، استاد گروه روانپزشکی و علوم اعصاب رفتاری در کالج پزشکی UC و روانپزشک کودک و نوجوان UC Health

محققان دریافتند تنها حدود 10 درصد از بیمارانی که با CBT به طور کامل بهبود نیافته بودند، انتخاب شدند تا دارو مصرف کنند.

استراون گفت: “کاری که ما با این مجموعه داده انجام دادیم این بود که واقعاً تلاش کنیم تا بفهمیم چرا این تردید برای استفاده از یک درمان مبتنی بر شواهد وجود دارد.” آنچه که ما دریافتیم این بود که برخی از عوامل پیش بینی کننده عدم شروع درمان دارویی وجود دارد.

بیماران از اقلیت های نژادی و قومی سه برابر کمتر از بیماران سفیدپوست درمان دارویی را شروع کردند و بیماران جوان تر نیز به طور قابل توجهی کمتر احتمال داشت دارو را شروع کنند. انتظارات والدین و بیمار از اثربخشی درمان ها نیز پیش بینی کننده این بود که آیا آنها شروع به درمان دارویی می کنند یا خیر.

دکتر میلز، استاد اقتصاد در کالج بازرگانی کارل اچ لیندنر در دانشگاه کالیفرنیا گفت: «ما توانستیم از روش‌های آماری توسعه‌یافته‌تر برای مدل‌سازی بهتر رابطه بین مصرف دارو و ویژگی‌های بیمار استفاده کنیم. “این به ما امکان داد تا تشخیص دهیم کدام یک از این پیش بینی کننده های بالقوه در تصمیم گیری بیمار برای شروع یا عدم شروع درمان دارویی مهم هستند.”

استراون گفت که تحقیقات بیشتر با هدف درک چرایی تردید برای شروع دارو انجام خواهد شد. او گفت یک فرضیه ارائه شده توسط روانشناس و کارشناس اضطراب کاترین دالسگارد این است که یک تاریخ “فروش تا” وجود دارد که در آن بیماران پس از یک دوره معین از درمان منصرف می شوند زیرا احساس می کنند بهبودی ندارند.

یک راه بالقوه برای کاهش تردید دارویی ممکن است در توضیح اثربخشی درمان باشد. برای بیمارانی که در مطالعه CAMS تصمیم گرفتند پس از موثر نبودن CBT دارو را شروع کنند، استراون گفت که این دارو “تفاوت زیادی” در بهبود ایجاد کرد.

او گفت: «در میان افرادی که توانستند بر بی میلی غلبه کنند و دارو را شروع کردند، در واقع به طور قابل توجهی بهتر شدند. به طور متوسط، افراد از متوسط ​​به خفیف یا از شدید به متوسط ​​می‌رفتند، بنابراین این تفاوت از نظر بالینی قابل توجه است.»

منبع:

مرجع مجله:

استراون، جی آر، و همکاران (2022) شروع دارودرمانی به دنبال CBT در جوانان مضطرب: نتایج از مطالعه چندوجهی اضطراب کودک/نوجوان (CAMS). مجله روانپزشکی بالینی. doi.org/10.4088/JCP.22m14524.



منبع