چگونه ویروس های آبله و آبله میمون بر سیستم عصبی تأثیر می گذارند


اخیرا JAMA نورولوژی مطالعه مروری بر ادبیات موجود در مورد عوارض عفونت با هر دو ویروس آبله و آبله میمون (MPXV) ارائه می دهد. در اینجا، محققان در درجه اول بر روی تظاهرات عصبی که پس از بهبودی از این عفونت ها ایجاد می شوند، تمرکز می کنند.

مطالعه: عوارض عصبی آبله و آبله میمون.  اعتبار تصویر: Kateryna Kon / Shutterstock.com

مطالعه: عوارض عصبی آبله و آبله میمون. اعتبار تصویر: Kateryna Kon / Shutterstock.com

زمینه

چندین بیماری همه گیر در طول چند دهه گذشته به دلیل ظهور ویروس نقص ایمنی انسانی (HIV) که باعث سندرم نقص ایمنی اکتسابی (ایدز) می شود، و همچنین ویروس های دنگی، زیکا، ابولا و نیل غربی پدید آمده است. اخیراً، ظهور سندرم حاد تنفسی ویروس کرونا 2 (SARS-CoV-2) منجر به بیماری همه گیر کروناویروس 2019 (COVID-19) شد. بسیاری از این عفونت‌ها علائم حاد مرتبط با عوارض عصبی طولانی‌مدت، مانند کووید طولانی را تسریع می‌کنند.

اخیراً، MPXV به عنوان یک تهدید در حال ظهور برای یک بیماری همه‌گیر دیگر پس از COVID-19 ظاهر شده است، که دومی همچنان هر روز صدها مرگ را در سراسر جهان می‌گیرد. پس از این شیوع ویروسی و علائم ماندگار این عفونت ها و اثرات روانی مرتبط با آنها مسئول سلامت عمومی و بار اجتماعی و اقتصادی طولانی مدت است.

با توجه به فقدان اطلاعات موجود در مورد اثرات طولانی مدت بسیاری از عفونت های ویروسی، مرور کنونی عوارض عصبی پس از حاد پس از عفونت با آبله و MPXV را توصیف می کند. MPXV و آبله ویروس های مشترک بین انسان و دام هستند که متعلق به جنس orthopoxvirus هستند. بنابراین، عوارض عصبی پس از عفونت هر دو ویروس ممکن است مشابه باشد، اگرچه از نظر شدت و فراوانی متفاوت است.

ویروس های ارتوپوکس

جنس orthopoxvirus شامل ویروس های مشترک بین انسان و دام با 17 گونه شناخته شده است که 8 گونه از آنها انسان را از تماس حیوانی آلوده می کنند، در حالی که پنج گونه می توانند بین انسان منتقل شوند. عفونت در انسان اغلب در اثر تماس با فومیت های آلوده، ضایعات پوستی و قطرات تنفسی ایجاد می شود.

بیشتر ویروس‌های ارتوپاکس در انسان بیماری ایجاد نمی‌کنند. با این حال، MPXV بیشتر عفونت های انسانی را تشکیل می دهد. جوندگان مخازن طبیعی MPXV هستند، بنابراین ریشه‌کنی آن را دشوار می‌کنند.

در می 2022، شیوع جهانی MPXV در سراسر مناطق غیر بومی اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا آغاز شد. کلاد آفریقای غربی (WA) MPXV، که از آن زمان به کلید II تغییر نام داده است، به نظر می رسد سویه غالب در گردش در طول شیوع فعلی باشد.

MPXV در درجه اول در میان مردانی که با مردان رابطه جنسی دارند (MSM) شناسایی شده است که منجر به گمانه زنی هایی در مورد مسیر انتقال جنسی شده است. تا 25 سپتامبر 2022، بیش از 65000 مورد MPXV در سراسر جهان شناسایی شده است.

ویروس آبله

ریشه‌کنی جهانی ویروس آبله در سال 1980 توسط سازمان بهداشت جهانی (WHO) پس از قرن‌ها همه‌گیری در قاره‌های مختلف تایید شد. ویروس آبله دو نوع دارد، از جمله واریولای ماژور و مینور، که عفونت واریولای ماژور اغلب با شدت بیشتر و میزان مرگ و میر بالا همراه است.

عفونت با ویروس آبله با یک مرحله پرودرومال مشخص می شود که معمولاً با تب، کمردرد و سردرد همراه است. پس از آن، مرحله فوران با ایجاد ضایعات غشای مخاطی اریتماتوز در دهان، زبان و اوروفارنکس مشخص می‌شود. متعاقباً، مرحله اگزانتما با ضایعات پوستی مرتبط با صورت و اندام‌ها همراه است و در عرض یک یا دو روز گسترش می‌یابد.

ویژگی پاتوژنومیک عفونت آبله، الگوی گریز از مرکز ضایعات پوستی آن است. بنابراین، همه انواع ضایعات مانند ماکول، پاپول، وزیکول، پوسچول، ناف، پوسته پوسته شدن و پوسته پوسته شدن به طور همزمان در یک مرحله وجود خواهند داشت.

WHO عفونت آبله را به پنج زیرگروه بالینی طبقه بندی می کند: معمولی، اصلاح شده، فوران سینوس واریولا، صاف و خونریزی دهنده. زیرگروه معمولی، شایع ترین عفونت آبله، با نرخ مرگ و میر 30 درصد همراه است.

فوران سینوس واریولا و زیرگروه های اصلاح شده عفونت های خفیفی هستند که اغلب در افراد واکسینه شده ایجاد می شوند. برعکس، زیرگروه های هموراژیک و مسطح آبله، که هر دو نادر هستند، با میزان مرگ و میر بسیار بالای 97 درصد همراه هستند. عوارض عفونت آبله ممکن است شامل کراتیت ویروسی، برونش پنومونی و آرتریت باشد.

از عوارض عصبی آبله در مراحل مختلف بیماری می توان به سردرد، کمردرد، آنسفالوپاتی، هذیان و تشنج اشاره کرد. به ندرت انسفالیت به عنوان یک عارضه با مایع مغزی نخاعی نوتروفیل کشت منفی (CSF) رخ می دهد. افزایش نرمال تا خفیف در سطح پروتئین و سطح طبیعی گلوکز نیز زمانی که سیستم عصبی تحت تأثیر قرار می گیرد، شناسایی می شود.

واکسن‌های قدیمی‌تر آبله با چندین عارضه جانبی عصبی، مانند آنسفالومیلیت پس از واکسینال (PVEM) در بزرگسالان، با نرخ مرگ و میر 25 درصد همراه بود. نکته مهم این است که این واکسن ها دیگر به دلیل این عوارض جانبی استفاده نمی شوند، و واکسن های جدیدتر آبله با مشخصات ایمنی زیستی برتر مرتبط هستند.

MPXV

MPXV اولین بار در سال 1958 در دانمارک از ضایعات میمون های سینومولگوس جدا شد. تا سال 1970، اولین عفونت MPXV انسانی در آفریقا ثبت شد.

عفونت MPXV اغلب در برخی از کشورهای آفریقایی، به ویژه کشورهای آفریقای غربی و جمهوری دموکراتیک کنگو تشخیص داده می شود. با این حال، چندین شیوع MPXV در ایالات متحده، بریتانیا، و اسرائیل بین سال‌های 2003 تا 2018 گزارش شده است، و همچنین شیوع کنونی سال 2022 که در بیش از 100 مکان در سراسر جهان گزارش شده است.

اکثر عفونت های انسانی MPX از طریق تماس مستقیم با حیوان آلوده، قرار گرفتن در معرض مایعات بدن آنها یا تماس با مواد آلوده رخ می دهد. انتقال MPXV از طریق مصرف گوشت نیم پز حیوان آلوده نیز مستند شده است.

علاوه بر Clade II، دومین کلاس MPXV وجود دارد که به نام Congo Basin (CB) یا Clade I شناخته می شود. هر دو کلاس MPXV از نظر بالینی و جمعیتی متفاوت هستند، CB مسئول بیماری شدیدتر با نرخ مرگ و میر 11٪ است و معمولاً تشخیص داده می شود. در بیماران اطفال سومین کلاد MPXV که با نام Clade III شناخته می شود، زیرمجموعه ای از Clade II است و اخیراً نیز توضیح داده شده است.

تظاهرات بالینی بیماری MPXV شبیه آبله است. به طور خاص، یک مرحله پیش‌درومال وجود دارد که با لنفادنوپاتی زیر فکی، اینگوینال، گردنی و/یا زیر بغل، و همچنین تب، لرز، سردرد، عرق، میالژی، گلودرد و سجده مشخص می‌شود. لنفادنوپاتی ویژگی بارز این بیماری است.

ضایعات پوستی MPXV با سرعتی مشابه ضایعات آبله پیشرفت می کنند. علاوه بر این، بیماری MPXV با تظاهرات گوارشی نیز همراه است. با این وجود، حدود 30 درصد از بیماران آلوده به MPXV بدون علامت باقی می مانند.

همزمانی عفونت MPXV با کم آبی بدن می تواند فرد مبتلا را مستعد ابتلا به عوارض متعددی از جمله میوکاردیت، پروکتیت و اپی گلوتیت کند. چندین عارضه نامطلوب رایج عفونت MPXV شامل آسیب چشمی، سپسیس و اختلال عصبی است.

درصد قابل توجهی از بیماران آلوده به MPXV نیز HIV مثبت و تحت درمان ضد رتروویروسی هستند. علاوه بر این، بیماری MPXV اغلب با عفونت های مختلف مقاربتی همراه است.

شیوع اخیر MPXV عمدتاً با شکل خفیف این بیماری همراه بوده و ضایعات پوستی موضعی در ناحیه عفونت گزارش شده است. این ضایعات، که در برخی موارد می توانند ناهمزمان باشند، شاید اولین علامت عفونت باشند.

اثرات عصبی MPXV

عوارض عصبی پس از بهبودی عفونت MPXV شامل سردرد، افسردگی، نوسانات خلقی، اضطراب و درد نوروپاتیک است. در همین حال، ضایعات پوستی ممکن است منجر به زخم های دردناکی شود که باعث دیسفاژی، شقاق مقعد و درد رکتوم می شود. ورم ملتحمه ممکن است منجر به کاهش بینایی و تشدید عفونت مربوط به سیستم عصبی مرکزی (CNS) شود.

بررسی وجود هر گونه عفونت مقاربتی دیگر حیاتی است. همه موارد مشکوک باید تحت آزمایش واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) و سرولوژی مایع تاولی در بخش های بهداشتی محلی قرار گیرند. در صورت مشکوک بودن به درگیری عصبی، مایع مغزی نخاعی (CSF) باید آزمایش شود.

در مورد درگیری حاد عصبی، عامل ایجاد کننده باید از طریق آزمایشات بیولوژیکی تعیین شود. ایمونوگلوبولین (Ig)M ویروس Orthopox و آزمایش PCR CSF باید برای DNA MPXV انجام شود.

رفتار

تا به امروز، داروهای ضد ویروسی مختلف در هر دو مورد ارزیابی قرار گرفته است درونکشتگاهی و in vivo مطالعات برای اثربخشی آنها در درمان عفونت MPXV. با این حال، هیچ یک از این عوامل در تنظیمات بالینی آزمایش نشده است. Tecovirimat (ST-246)، که در حال حاضر توسط سازمان غذا و داروی ایالات متحده (FDA) برای درمان آبله تایید شده است، یک داروی امیدوارکننده است که پتانسیل استفاده برای درمان عفونت MPXV را نیز دارد.

ST-246 می تواند به صورت خوراکی یا داخل وریدی تجویز شود، با دوز توصیه شده فعلی برای بزرگسالان 600 میلی گرم دو بار در روز به مدت دو هفته. این دارو پروتئین بسته بندی پاکت ویروس ارتوپوکس (p37) را مهار می کند.

برینسیدوفوویر که توسط FDA برای درمان بیماری آبله ناشی از ویروس واریولا تایید شده است، DNA پلیمراز آنالوگ نوکلئوتید ویروس ارتوپوکس را مهار می کند. اگرچه نشان داده شده است که این دارو بقای خود را در برابر آبله بهبود می بخشد، اما اثربخشی آن در درمان MPXV نامشخص است.

مراقبت علامتی و حمایتی یک جنبه ضروری در مدیریت عفونت MPXV است. برای مثال، درمان ضایعات دردناک می‌تواند از طریق عوامل موضعی، داروهای خوراکی یا بلوک‌های عصبی انجام شود.

برخی از عوارض عصبی MPXV، مانند میلیت عرضی و آنسفالومیلیت حاد منتشر (ADEM)، باید با دوز بالای کورتیکواستروئیدها درمان شوند. علاوه بر این، ایمونوگلوبولین داخل وریدی (Ig) یا پلاسمافرزیس باید برای درمان سندرم گیلن باره استفاده شود.

به نظر می رسد که واکسن های نسل اول آبله با موفقیت در برابر MPXV با اثربخشی حدود 85 درصد محافظت می کنند. علیرغم این مزایا، واکسن زنده ویروس واکسینیا با عوارض جانبی شدیدی همراه است که می تواند بر CNS تأثیر بگذارد. علاوه بر این، واکسن زنده آبله در بیماران دچار نقص ایمنی، زنان باردار و بیماران مبتلا به اگزما منع مصرف دارد.

علاوه بر این واکسن نسل اول آبله، دو واکسن دیگر از جمله ACAM2000 و Jynneos ساخته شده است. هر دو واکسن برای پیشگیری از مواجهه قبل از مواجهه برای کسانی که در معرض خطر قرار گرفتن در معرض ارتوپاکس ویروس ها هستند توصیه می شود.



منبع