4 دلیل که مردم داده های خوب را رد می کنند


5 آگوست 2022 – به لطف علم، می دانیم که جهان مسطح نیست، زمین به دور خورشید می چرخد ​​(و نه برعکس)، و میکروب ها باعث بیماری های عفونی می شوند. پس چرا شک و تردید علمی یک پدیده جهانی است – و به نظر می رسد بدتر می شود، اگر چیزهای دیوانه کننده ای که دیدید دوستتان امروز صبح در رسانه های اجتماعی پست می کند نشانه ای باشد؟

در مقاله ای که به تازگی منتشر شده است، محققان روانشناسی اجتماعی به دنبال پاسخ دقیق به این نوع سؤالات بودند. چه چیزی باعث می شود برخی افراد علم را رد کنند؟ و چگونه می توان اعتماد به علم را احیا کرد؟

دکتر آویوا فیلیپ مولر، یکی از نویسندگان همکار این مقاله، می‌گوید یافتن پاسخ و بازگرداندن اعتماد گسترده به علم ممکن است اکنون بیش از هر زمان دیگری مهم باشد.

او می‌گوید: «اگر از طریق غریزه‌های درونی یا گوش دادن به افرادی که هیچ دانشی در مورد موضوعی ندارند به نتیجه‌ای برسید، می‌توانید تقریباً هر چیزی را باور کنید. و گاهی اوقات زمانی که مردم به چیزهایی که اشتباه است باور کنند، می تواند برای جامعه خطرناک باشد. ما این را در زمان واقعی دیده‌ایم، زیرا برخی افراد واکسن‌های COVID-19 را نه به دلیل علمی، بلکه از طریق روش‌های غیرعلمی رد کرده‌اند.

حمایت از نظر فیلیپ مولر: یک تحلیل اخیر توسط بنیاد خانواده کایزر نشان داد که در صورت افزایش نرخ واکسیناسیون، می‌توان از حدود 234000 مرگ ناشی از کووید پیشگیری کرد.

چهار دلیل که مردم علم را رد می کنند

فیلیپ مولر و تیم او در ارزیابی خود به دنبال “درک این موضوع بودند که چرا ممکن است افراد با یافته های علمی متقاعد نشوند و چه چیزی ممکن است باعث شود که فرد تمایل بیشتری به پیروی از نیروهای و صداهای ضد علم داشته باشد.”

آنها چهار موضوع تکرار شونده را شناسایی کردند.

1. مردم از باور پیامبر خودداری می کنند.

این را توضیح «من به هیچ چیز در CNN (یا فاکس نیوز) گوش نمی‌دهم» بنامید. اگر مردم کسانی را که در حال انتقال علم هستند به عنوان افرادی غیرقابل اعتماد، مغرضانه، فاقد تخصص یا دارای دستور کار نگاه کنند، راحت تر اطلاعات را رد خواهند کرد.

دکتر اسپایک دبلیو اس لی، روانشناس اجتماعی مستقر در دانشگاه تورنتو و یکی از نویسندگان مقاله، می گوید: «وقتی مردم چیزی یاد می گیرند، از یک منبع می آید. “خاصیت خاصی از منبع می تواند تعیین کند که آیا شخص توسط آن متقاعد می شود.”

2. غرور تعصب ایجاد می کند.

شما ممکن است این را برخلاف باور famed 17 در نظر بگیریدهفتم رنه دکارت، ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی قرن. در جایی که معروف می‌گوید: «فکر می‌کنم، پس هستم»، این اصل نشان می‌دهد که برای برخی چنین است: «من هستم، پس فکر می‌کنم…»

افرادی که هویت خود را بر اساس برچسب ها می سازند یا با یک گروه اجتماعی خاص هویت می گیرند، ممکن است اطلاعاتی را که به نظر می رسد آن هویت را تهدید می کند، رد کنند.

لی می‌گوید: «ما یک لوح سفید نیستیم. “ما هویت های خاصی داریم که به آنها اهمیت می دهیم.” و ما حاضریم با اعتقاد به چیزهایی که به نظر می رسد از طریق داده ها رد شده اند، از آن هویت ها محافظت کنیم. این به ویژه زمانی صادق است که شخصی احساس کند بخشی از گروهی است که دارای نگرش‌های ضد علم است، یا فکر می‌کند که دیدگاه‌های او توسط علم کمتر ارائه شده یا مورد بهره‌برداری قرار گرفته است.

3. شکست دادن باورهای دیرینه سخت است.

آگاهانه یا ناآگاهانه، بسیاری از ما با آهنگ معروف گروه راک Journey زندگی می‌کنیم: «باور نکن». وقتی اطلاعات بر خلاف آنچه که شخص معتقد است درست، درست یا مهم است، رد کردن اطلاعات جدید برای او آسان تر است. این به ویژه در هنگام برخورد با چیزی که شخص برای مدت طولانی به آن اعتقاد داشته است صادق است.

لی می گوید: «مردم معمولاً باورهای خود را به روز نمی کنند، بنابراین وقتی اطلاعات جدیدی در افق وجود دارد، مردم معمولاً در مورد آن محتاط هستند.

4. علم همیشه با نحوه یادگیری افراد مطابقت ندارد.

یک آزمایش فکری همیشه مورد بحث می پرسد: “اگر درختی در جنگل بیفتد، اما کسی در اطراف نباشد که آن را بشنود، آیا صدایی تولید می کند؟” این سؤال که دوباره برای علم تعریف شده است، ممکن است بپرسد: “اگر اطلاعات واقعاً مهمی در کتابی دفن شود که هیچ کس هرگز آن را نخواند، آیا بر مردم تأثیر می گذارد؟”

چالشی که امروزه دانشمندان با آن روبرو هستند این است که کار آنها پیچیده است و بنابراین اغلب در مجلات فشرده یا جداول آماری پیچیده ارائه می شود. این موضوع با دانشمندان دیگر طنین انداز می شود، اما کمتر احتمال دارد که بر کسانی که نمی فهمند تأثیر بگذارد پ– ارزش ها و سایر مفاهیم آماری. و هنگامی که اطلاعات جدید به گونه ای ارائه می شود که با سبک تفکر یک فرد مطابقت ندارد، احتمال رد آن بیشتر می شود.

برنده شدن در جنگ با نگرش های ضد علم

نویسندگان مقاله موافقند: طرفدار علم بودن به معنای اعتماد کورکورانه به هر چیزی که علم می گوید نیست. فیلیپ مولر می گوید: «این می تواند خطرناک نیز باشد. درعوض، «این در مورد میل به درک بهتر از جهان، و گشودن به یافته‌های علمی است که از طریق روش‌های دقیق و معتبر کشف می‌شوند».

اگر شما خود را جزو کسانی بشمارید که خواهان درک بهتر و با پشتوانه علمی از دنیای اطرافتان هستند، او و لی می گویند اقداماتی وجود دارد که می توانید برای جلوگیری از موج ضد علم انجام دهید. فیلیپ مولر می‌گوید: افراد مختلف در جامعه می‌توانند به ما در حل این مشکل کمک کنند.

آنها عبارتند از:

دانشمندان، کسانی که می توانند هنگام انتقال یافته های خود رویکرد گرم تری داشته باشند و این کار را به گونه ای انجام دهند که برای مخاطبان عام فراگیرتر باشد.

فیلیپ مولر می‌گوید: «این می‌تواند واقعاً سخت باشد، اما به این معنی است که از زبانی استفاده کنید که فوق‌العاده‌ای نباشد یا مردم را از خود دور کند. و من فکر می کنم که این وظیفه خبرنگاران است که کمک کنند.» (به درستی اشاره شد.)

نویسندگان مقاله همچنین به دانشمندان توصیه می‌کنند که به روش‌های جدیدی برای به اشتراک گذاشتن یافته‌های خود با مخاطبان فکر کنند. لی می گوید: «منبع اصلی اطلاعات علمی، برای اکثر مردم، دانشمندان نیستند. اگر می‌خواهیم پذیرش مردم را شکل دهیم، باید با صداهایی شروع کنیم که مردم به آنها اهمیت می‌دهند و بیشترین تأثیر را دارند.»

این فهرست می‌تواند شامل کشیش‌ها و رهبران سیاسی، شخصیت‌های تلویزیونی و رادیویی و – چه بخواهیم چه نخواهی – تأثیرگذاران رسانه‌های اجتماعی باشد.

مربیان، به این معنی که هر کسی که با کودکان و ذهن های جوان (از جمله والدین) تعامل دارد، می تواند با آموزش مهارت های استدلال علمی به کودکان کمک کند. به این ترتیب، وقتی [those young people] در صورت مواجهه با اطلاعات علمی یا اطلاعات نادرست، آنها بهتر می توانند نحوه نتیجه گیری را تجزیه و تحلیل کنند و تعیین کنند که آیا این نتیجه معتبر است یا خیر.

همه ما، که می تواند از طریق تکنیک شگفت آور موثر و غیرعادی بودن، ضد علم را پس بزند. اگر می شنوید که کسی از دیدگاهی ضد علم دفاع می کند – شاید سر میز شام شکرگزاری شما – بحث کند یا به او بگوید که احمق است، کمکی نخواهد کرد.

در عوض، فیلیپ مولر توصیه می‌کند: «سعی کنید با کسی که دیدگاه‌های مشترکی با یک گروه ضد علم دارد، زمینه‌های مشترک و هویت مشترک پیدا کنید.»

داشتن یک مکالمه آرام و محترمانه در مورد دیدگاه آنها ممکن است به آنها کمک کند تا از مقاومت خود عبور کنند، یا حتی تشخیص دهند که در یکی از چهار الگوی شرح داده شده در بالا قرار گرفته اند.



منبع